loading...

کلیپ دان

بازدید : 60
20 خرداد 1400 زمان : 18:21

مشخص کن چه می‌خواهی، و مهم‌تر از آن چه نمی‌خواهی

انگیزه و خواستن

ما می‌دانیم چه می‌خواهیم اما از آن‌چه نمی‌خواهیم اطلاعات زیادی نداریم

مردی پايین کوه ایستاده بود و با حسرت به قله نگاه می‌کرد. صاحبدلی از کنارش گذشت و با کنجکاوی دلیل نگاه حسرت‌بارش را پرسید...

مرد گفت: "دلم می‌خواست می‌توانستم آن بالا باشم!؟" صاحب‌دل پاسخ داد: "کافی است هم‌زمان با این آرزو دلت نخواهد این پايین باشی!"

اگر در جمله پرمعنای صاحبدل دقت کنیم به نکته‌ای بسیار ارزشمند در زندگی پی می‌بریم! ما می‌دانیم چه می‌خواهیم اما از آن‌چه نمی‌خواهیم اطلاعات زیادی نداریم و علت اصلی در جا زدن و پیشرفت نکردن بسیاری از ما در عرصه‌های مختلف زندگی همین اطلاع نداشتن از نخواستن‌های‌مان است.

بسیاری از افراد هستند که به خاطر شرایط غیرقابل پیش‌بینی محیط و اجتماع ناگهان صاحب ثروت کلانی شده‌اند. آن‌ها می‌خواستند ثروتمند شوند و دست طبیعت با انتقال میراثی کلان و یا بالا بردن قيمت زمینی کم‌ارزش ناگهان پولی هنگفت را در دامن آن‌ها انداخته است. اکثر این اشخاص قادر به درست خرج کردن این پول نیستند. کمی تجملات، خرید وسایلی مدرن و زمین و ماشینی جدید و بعد هم افراط در تفریح! آن‌ها با سرعتی غیرقابل باور خود را به سوی فقر و ناداری می‌کشانند و اندک زمانی بعد دوباره به همان وضعیت ناداری اولیه برمی‌گردند. چرا!؟ چون نمی‌دانستند که هم‌زمان با ورود به جرگه ثروتمندان باید یک‌سری از رفتارها، آرزوها و ناکامی های زمان ناداری را نخواهند و دنبال نکنند!

به راستی کسی که پايین قله ایستاده چگونه می‌تواند هم‌زمان به سمت بالا حرکت کند. او برای حرکت به سمت بالا در اولین گام باید زمین پايین دره را رها کند و خود را روی دامنه کوه به سمت بالا بکشاند. داشتن هم‌زمان قله و زمین پای کوه، میسر نیست و این نکته‌ای کلیدی است که متاسفانه بسیاری از انسان‌ها از آن غافلند!

همین الان کاغذی بردارید. با خط‌کش و مداد آن را دو قسمت کنید و در یک بخش خواستن‌ها و آرزوهای خود و در نیمه دیگر نخواستن‌های خود را بنویسید. خواهید دید که موقع نوشتن نخواستن‌ها دچار مشکل می‌شوید. چرا؟! چون یک عمر تمام ذهن خود را فقط روی خواستن و طلب کردن متمرکز کرده‌ایم و خودمان را از آن‌چه نباید بخواهیم غافل ساخته‌ایم.

ما باید تنبلی را نخواهیم. یاس و ناامیدی و افسردگی را طلب نکنیم. ورود احساس حرص و طمع و حسد و کینه و خشم و عقده را به بدن خود آرزو نکنیم. تمنای لذت کورکورانه و خوشی و سرمستی ناهشیارانه را در اعماق وجودمان جست‌وجو نکنیم. ضعیف شدن و به ضعیفان آزار رساندن را نخواهیم و اگر آرزوی همچون شیر شجاع بودن را در سر می‌پرورانیم هم‌زمان وسوسه حفظ و نگه ‌داشتن دل ترسوی خرگوش را هم نخواهیم.

خواستن‌ها و نخواستن‌ها

مشخص کن چه می‌خواهی، و مهم‌تر از آن چه نمی‌خواهی

مشخص کن چه می‌خواهی، و مهم‌تر از آن چه نمی‌خواهی

انگیزه و خواستن

ما می‌دانیم چه می‌خواهیم اما از آن‌چه نمی‌خواهیم اطلاعات زیادی نداریم

مردی پايین کوه ایستاده بود و با حسرت به قله نگاه می‌کرد. صاحبدلی از کنارش گذشت و با کنجکاوی دلیل نگاه حسرت‌بارش را پرسید...

مرد گفت: "دلم می‌خواست می‌توانستم آن بالا باشم!؟" صاحب‌دل پاسخ داد: "کافی است هم‌زمان با این آرزو دلت نخواهد این پايین باشی!"

اگر در جمله پرمعنای صاحبدل دقت کنیم به نکته‌ای بسیار ارزشمند در زندگی پی می‌بریم! ما می‌دانیم چه می‌خواهیم اما از آن‌چه نمی‌خواهیم اطلاعات زیادی نداریم و علت اصلی در جا زدن و پیشرفت نکردن بسیاری از ما در عرصه‌های مختلف زندگی همین اطلاع نداشتن از نخواستن‌های‌مان است.

بسیاری از افراد هستند که به خاطر شرایط غیرقابل پیش‌بینی محیط و اجتماع ناگهان صاحب ثروت کلانی شده‌اند. آن‌ها می‌خواستند ثروتمند شوند و دست طبیعت با انتقال میراثی کلان و یا بالا بردن قيمت زمینی کم‌ارزش ناگهان پولی هنگفت را در دامن آن‌ها انداخته است. اکثر این اشخاص قادر به درست خرج کردن این پول نیستند. کمی تجملات، خرید وسایلی مدرن و زمین و ماشینی جدید و بعد هم افراط در تفریح! آن‌ها با سرعتی غیرقابل باور خود را به سوی فقر و ناداری می‌کشانند و اندک زمانی بعد دوباره به همان وضعیت ناداری اولیه برمی‌گردند. چرا!؟ چون نمی‌دانستند که هم‌زمان با ورود به جرگه ثروتمندان باید یک‌سری از رفتارها، آرزوها و ناکامی های زمان ناداری را نخواهند و دنبال نکنند!

به راستی کسی که پايین قله ایستاده چگونه می‌تواند هم‌زمان به سمت بالا حرکت کند. او برای حرکت به سمت بالا در اولین گام باید زمین پايین دره را رها کند و خود را روی دامنه کوه به سمت بالا بکشاند. داشتن هم‌زمان قله و زمین پای کوه، میسر نیست و این نکته‌ای کلیدی است که متاسفانه بسیاری از انسان‌ها از آن غافلند!

همین الان کاغذی بردارید. با خط‌کش و مداد آن را دو قسمت کنید و در یک بخش خواستن‌ها و آرزوهای خود و در نیمه دیگر نخواستن‌های خود را بنویسید. خواهید دید که موقع نوشتن نخواستن‌ها دچار مشکل می‌شوید. چرا؟! چون یک عمر تمام ذهن خود را فقط روی خواستن و طلب کردن متمرکز کرده‌ایم و خودمان را از آن‌چه نباید بخواهیم غافل ساخته‌ایم.

ما باید تنبلی را نخواهیم. یاس و ناامیدی و افسردگی را طلب نکنیم. ورود احساس حرص و طمع و حسد و کینه و خشم و عقده را به بدن خود آرزو نکنیم. تمنای لذت کورکورانه و خوشی و سرمستی ناهشیارانه را در اعماق وجودمان جست‌وجو نکنیم. ضعیف شدن و به ضعیفان آزار رساندن را نخواهیم و اگر آرزوی همچون شیر شجاع بودن را در سر می‌پرورانیم هم‌زمان وسوسه حفظ و نگه ‌داشتن دل ترسوی خرگوش را هم نخواهیم.

خواستن‌ها و نخواستن‌ها

مشخص کن چه می‌خواهی، و مهم‌تر از آن چه نمی‌خواهی

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 29

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 294
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    کدهای اختصاصی